الفيض الكاشاني
51
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
و نياز به نقل و انتقال و سفر پديد مىآيد كه تاجران عهدهدار آن مىشوند و انگيزهشان حرص به گردآورى مال است . از اين رو در طول شب و روز رنج سفر را تحمل مىكنند كه ديگران ( وارثانشان ) به هدف برسند و بهرهء خودشان از اين تلاش جمع آورى ثروتى است كه ناگزير ديگران خواهند خورد يا راهزن يا سلطان ستمگرى خواهد گرفت ولى خداوند نادانى و بىخبرى آنها را وسيلهاى براى نظم شهرها و مصلحت بندگان قرار داده است . حتّى تمام كارهاى دنيا به وسيله غفلت و دون همّتى ( مردم ) منظّم مىشود و اگر مردم مىانديشيدند و بلند همّت مىبودند البتّه در دنيا زهد مىورزيدند و اگر چنين مىكردند زندگيها مختل و مردم به هلاكت مىرسيدند و زاهدان نيز نابود مىشدند . از آنجا كه بشر توان حمل و نقل اموال را ندارد نياز به چهارپايان باركش دارد ، و گاه صاحب مال مالك حيوان باركش نيست ، از اين رو بين صاحب مال و كسى كه مالك حيوان است معاملهاى صورت مىگيرد كه اجاره ناميده مىشود . اجاره و كرايه خود نوعى كسب به شمار مىرود . آنگاه به سبب كالاهاى تجارتى نياز به طلا و نقره پديد مىآيد ، زيرا اگر كسى بخواهد در ازاى جامه و پوشاك غذايى بخرد مشخص نيست كه چه مقدار غذا بايد به صاحب لباس بدهد ، از طرفى داد و ستد در مورد اجناس گوناگونى است كه هيچ تناسبى ميان آنها نيست چنان كه گاهى جامهاى با طعامى و گاه حيوانى با جامهاى معامله مىشود . از اين رو لازم است حاكم عادلى باشد كه ميان خريدار و فروشنده وساطت كند و دو جنس را با هم ميزان و برابر سازد . پس به مالى نياز است كه پردوام باشد ، چرا كه نياز به آن هميشگى است و با دوامترين مالها فلزّات است بدين سبب نقدينهها از طلا و نقره و مس فراهم شده ؛ از اينجاست كه به سكّه زدن و نقش و اندازهء آن يعنى ضرابخانه و صرّافى محتاج مىشويم . همچنين بعضى شغلها و كارها برخى شغلهاى ديگر را ايجاب مىكند و تا آن جا پيش مىرود كه مشاهده مىكنيد . اين است شغلها و وسايل زندگى انسانها و هيچ يك از اين حرفهها را در آغاز بدون آموزش و